بلوك باران پنجشنبه مازندران هواشناسی استان مازندران

بلوك: باران پنجشنبه مازندران هواشناسی استان مازندران اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری آش شله قلمکار کمدی‌های سخیف

محمود عزیزی بازیگر پیشکسوت تلویزیون، سینما و تئاتر و از اساتید برجسته هنرهای نمایشی است که بسیاری از مخاطبان او را با نقش‌آفرینی‌هایش در فیلم‌هایی همچون «لیلی ب

آش شله قلمکار کمدی‌های سخیف

آش شله قلمکار کمدی های سخیف

عبارات مهم : تئاتر

محمود عزیزی بازیگر پیشکسوت تلویزیون، سینما و تئاتر و از اساتید برجسته هنرهای نمایشی است که بسیاری از مخاطبان او را با نقش آفرینی هایش در فیلم هایی همچون «لیلی با من است»، «جنگ نفت کش ها»، «متولد ماه مهر»، «بادیگارد» و سریال هایی نظیر «نیمه پنهان ماه»، «تولدی دیگر»، «سفر سبز» و «ستایش» به خاطر می آورند.

او طی سال های فعالیتش توانست با تسلط کامل انواع و اقسام شخصیت های داستانی از قبیل مرد مهربان، روشنفکر، سنتی و غیره را بازی کند و اکنون با بازی در فیلم کمدی «دختر عمو و پسرعمو» به کارگردانی روح انگیز شمس بر پرده حضور دارد. با عزیزی راجع به نقش هایش، دلایل حضور کمرنگش در بازیگری، اوضاع کنونی سینمای کشور عزیزمان ایران و… به گفت وگو پرداخته ایم که در ادامه می خوانید.

پیش از قرار گرفتن در برابر دوربین روح انگیز شمس، چه شناختی از او داشتید و کار در برابر دوربین یک کارگردان فیلم اولی برایتان ریسک به حساب نمی آمد؟
مسلما کار کردن با کارگردانانی که نخستین فیلم ارزش را برابر دوربین می برند ریسک هست، ولی تا هنگامی که انسان ریسک نکند که حرکت نمی کند. من در کار خیلی از دوستان فیلم اولی حضور داشتم و این به نظرم نوعی سرمایه گذاری معنوی است که خودم جهت خودم آن را تعریف می کنم. خوب است که آدم فارغ از نگاه «من آنم که رستم بود پهلوان» این منش را داشته باشد و به دوستانی که تازه می خواهند وارد عرصه سینما شوند، کمک کند. ضمن این که زن شمس کارگردان خانمی است که تا به حال چندین جایزه داخلی و خارجی جهت فیلم های کوتاهش گرفته و در واقع عقبه کاری قابل قبولی داشت. از این جهت در اوج روی «کارگردان خانم» تاکید کردم که تعداد کارگردانان زن سینما نسبت به مردها این حوزه بسیار کم است و این فیلم فرصتی بود که من به اندازه خودم نقشی در همیاری به سهم بانوان در حوزه کارگردانی داشته باشم. ایشان زن مستعدی هستند و جمعیتی را که جهت کار در این فیلم گزینش کردند از آشنا شده است های این عرصه بودند و من هر لحظه دوست داشتم با این دوستان کار کنم.

در این فیلم نقش پیرمردی را ایفا می کنید که به دنبال حفظ سنت هاست. راجع به این نقش صحبت کنید.
من در این فیلم نقش مردی سالخورده را بازی می کنم که می خواهد سنت های مرتبط با فرهنگ ایرانی را حفظ کند و نسل امروز و دیروز را با تمام تفاوت هایشان به هم وصل کند. همواره اعتقاد دارم که در جامعه فعلی بخش عمده ای از پرسشها ما به تفاوت بین فرهنگ موجود در خانواده با فرهنگ موجود در مدرسه با فرهنگ موجود در جامعه برمی گردد و فرهنگی که روی آدم ها بیشترین تاثیر را می گذارد آن چیزی نیست که خانواده می خواهد، بلکه آن چیزی است که در جامعه دیده می شود که آن هم به اعتقاد من در حال حاضر ما با خیلی از ارزش های فرهنگی جامعه مان فاصله گرفته ایم.

به اعتقاد بعضی ها، محمود عزیزی به کلیشه نزدیک شده است و آن قدر نقش مردهای مهربان و دلسوز را بازی کرده که دیگر نمی توان انتظار نقش های تازه و متفاوت از او داشت. نظر خودتان در این باره چیست؟
این کلیشه هایی است که متاسفانه در ذهن کارگردانان و تهیه کنندگان ما شکل گرفته. آنها هنگامی که می بینند مردم بازیگری را در ایفای نقشی پذیرفته، دیگر حوصله، جرات و جسارت آشنایی بازیگران دیگر و سر و کله زدن با آنها را ندارند.

به فاصله گرفتن نسل کنونی از ارزش های فرهنگی جامعه اشاره کردید. فکر می کنید آیا این اتفاق افتاده؟
متاسفانه ناهنجاری هایی در جامعه ما شکل گرفته که از عمده ترین آنها می توانم به شتابزدگی جهت پیگیری به امکانات مالی، بدون اعتبار فرهنگی اشاره کنم. هنگامی که ارزش های پایدار و تعیین کننده معرفت اجتماعی دچار دگرگونی می شود، خروجی اش می شود همین جامعه ای که ما می بینیم.

شما علاوه بر بازیگری، مدرس هم هستید. تدریس و بازیگری همزمان مشکلی برایتان ایجاد نمی کند؟
خیر. چون این دو نه تنها از هم دور نیستند بلکه مورد نیاز و ملزوم یکدیگرند و آموزش دهنده به طور همزمان آموزش هم می گیرد. تدریس و بازیگری هر دو در یک مسیر هستند و مثل فلسفه یا ریاضی نیستند که با یک قرارداد یا یک فرمول بتوان به راه حل و در نهایت پاسخ نهایی رسید. حتی بی تردید می توانم بگویم در مدتی که تدریس می کنم دیدگاهم نسبت به حرفه ام خیلی بازتر و بهتر شده.

اگر معدود فیلم هایی مثل «دخترعمو و پسرعمو» را کنار بگذاریم، در کارنامه کاری پربارتان بازی در ژانر طنز به ندرت دیده می شود. این حضور کمرنگ در این ژانر حاصل گزینش های شما بوده یا همین طوری اتفاقی پیش آمده؟
پیش نیامده. چون اساسا من کمدی موقعیت را دوست دارم و اگر کار قابل قبولی در این ژانر به من پیشنهاد شود با کمال میل آن را انجام می دهم. متاسفانه الان ژانر کمدی ما شده است آش شله قلمکار و لودگی، هجو، هزل و… همگی وارد حیطه کمدی شدند. در صورتی که هر کدام از اینها تعریف مختص به خود را دارند.

با این حساب فکر می کنید آیا مردم از فیلم های سخیف کمدی این همه استقبال می کنند و کفه ترازوی فیلم های کمدی سنگین تر از باقی ژانرهاست؟
به این پرسش چند جور می توان پاسخ داد و شما باید آمار فروش این گونه فیلم ها را نسبت به جمعیت کل کشور عزیزمان ایران بسنجید. به این معنا که ببینید کدام قشر از مردم جامعه توانایی پرداخت هزینه جهت تماشای هفتگی فیلم های سینمایی را دارند! با این نظر اکثر قریب به اتفاق جامعه ما حامیان این گونه کمدی ها نیستند. من منظورم ارزیابی این فیلم ها نیست، ولی باید بررسی کرد کدام درصد از جامعه ما مصرف کننده این کالاهای تصویری هستند؟ از این منظر درصد ناچیزی از جامعه ما هوادار کمدی های سخیف هستند و اکثریت جامعه دغدغه های دیگری دارند.

شما از جمله افرادی بودید که بازیگری را با تئاتر شروع کردید، بعد آیا بعد از مدتی دیگر در این عرصه حضور چندانی نداشتید؟
ما کارخانه دار و برج ساز نیستیم و زندگی مان از راه هنر می گذرد، ولی الان شرایط عوض کردن کرده و کار در تئاتر حوصله طولانی و امکانات می خواهد. البته ما تئاتر را در اوایل انقلاب بدون امکانات و ارقام ناچیز کار می کردیم، ولی آن موقع دلخوشی و انگیزه داشتیم. امروز ولی در برابر جریانی قرار می گیریم که نگاه مهم تئاتر در آن نیست و بنابراین شخصا نگاه و پنداری که نسبت به تئاتر دارم را در این جریان نمی بینم. بنابراین در چنین فضایی چطور می شود حرکت کرد و نمود داشت، ولی در مجموع تجربه بازی در تئاتر (با وجود تفاوت هایی که بازی در برابر دوربین دارد) به من کمک کرد تا بتوانم در نوع دکوپاژ، نگاه و زاویه تصویری که کارگردان می بیند، متمرکز شوم و با او همکاری کنم تا قصه جلو برود. الان تحصیلکرده ها و دانش آموخته های تئاتر و سینمایی که
در واقع سرمایه های ملی ما هستند زیادند و رسانه های تصویری می توانند عالی ترین استفاده را از این نیروها ببرند که متاسفانه نمی برند.

وضعیت سینمای امروز را چطور می بینید؟
ببینید الان شنیده می شود حدود 140فیلم در حال ساخت هست. حالا این
140 فیلم که سرمایه ملی است چطور می خواهد به نمایش درآید که سهم تمام عوامل آن به درستی به جا آورده شود؟ من آدم امیدواری هستم، ولی نسبت به بازخورد این 140 فیلم امیدوار نیستم. چون سالن سینما به اندازه کافی نداریم، گزینش های متنوع نهادهای متفاوت را داریم، او باشد، او نباشدها را داریم و…

آش شله قلمکار کمدی‌های سخیف

واژه های کلیدی: تئاتر | سینما | دوربین | سینمای | بازیگری | بازیگری | سینمایی | کارگردان | کارگردانی | کارگردان فیلم

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs